تبلیغات
خاک ریز توبه

   خاک ریز توبه

     

برای فرج آقا دعای فرج را زمزمه کن

این مطلب ثابت است

با ذکر یک صلوات برای فرج و سلامتی  امام زمان (عج) وارد وبلاگ شوید

برای فرج آقا دعای فرج را زمزمه کن

 به جان مادر (س)  دعا تاثیر دارد

در ظهر ظهورت سر به زیر افکنند                              آنها که در دعای فرجت کم گذاشته اند





طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:ثابت است،

[ یکشنبه 30 بهمن 1390 ] [ 01:20 ق.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


شگفتی هایی از آیت اله سید عبدالکریم کشمیری ره
شگفتی هایی از آیت اله سید عبدالکریم کشمیری ره

عظمت نجف در نظر آیت اله کشمیری

شاگردان مى گویند :گاهى آن قدر توصیف نجف را مى کرد که انگار شهر دیگرى در دنیا وجود ندارد و مى فرمود: همه ایران یک نجف نخواهد شد .مى گفت :نجف چیز دیگرى است. حتى مساجد کوچک آن جا داراى یک معنویتى است که مساجد بزرگ ایران مثل مسجد گوهرشاد خراسان آن معنویت را ندارد در نجف سیصد و شصت پیامبر دفن هستند و کربلا دویست و شصت پیامبر، قبر حضرت آدم و نوح در کنار قبر امیرالمؤمنین مى باشد. آن قدر نجف مهم است که مانند مرحوم شیخ زین العابدین مرندى که مجتهدى مسلم و باتقوا بود گاهى مى آمد جلو درب صحن امیرالمؤمنین آن جا که گداها مى نشستند، مى نشست. مى گفتند آقا این جا خوب نیست مى فرمود: این جا، جائى است که امام زمان (عج) و حضرت خضر (ع) به طرف حرم مى روند من هم نشسته ام تا شاید توجهى به من کنند.

همسر ایشان مى گوید :(قبلاً که در نجف بودیم) حتى بعثى های صدام هم تا آخر هیچ بى احترامى به آقا نکردند و هیچ آسیبى نرساندند. یعنى در حقیقت همان ها هم یک محبت و علاقه درونى به آقاى کشمیرى داشتند، تمام آنها به ایشان احترام مى گذاشتند و دوستشان داشتند. حاج صاحب مى گوید :من به ایشان گفتم آقا مى خواهم از عراق بروم این جا خیلى اختناق است و صدام اذیت مى کند براى من استخاره بگیرید که بروم یا نه. ایشان استخاره گرفتند و گفتند استخاره خیلى خوب است. بعد از آن یک روز به من گفتند: من هم استخاره گرفته ام گفته اند زودتر برو. اما چیز دیگرى نمى گفتند. و این گونه مى شود که در سال 1359 به ایران مى آید و ابتدا در تهران و سپس در قم ساکن مى شود.

. 

تاثیر معنوی آیت اله کشمیری

حاج صاحب عضدالله می گوید: خیلى اتفاق مى افتاد که وقتى ایشان با یک نفر صحبت مى کر آن فرد منقلب مى شد. یک بار شخصى آمده بود پیش ایشان و حرف هاى خوبى نمى زد. آقاى کشمیرى به من گفتند کم کم باید او را به راه بیاوریم، و البته به طور کلى با مردم خیلى حرف مى زد.

یک رفیقى داشتند که قصاب بود و حلال و حرام را رعایت نمى کرد. یک بار ایشان نشستند و با او صحبت کردند یک دفعه آن فرد متحول شد و از آن به بعد مى دیدم که وقتى مى خواهد به حرم یا به منزل برود عبایش را روى سرش مى کشد و مى رود، خانم او آمد و از من پرسید چه اتفاقى افتاده است که او شبها مى رود داخل اتاق و در را مى بندد و تا صبح قرآن مى خواند؟ من گفتم ایشان با آقا سید عبدالکریم نشسته و منقلب شده است.

.

نورانیت آیت اله کشمیری در دوران کودکی

هنوز 7 یا 8 سال بیشتر ندارد که پیرمردى 70 ساله که در مدرسه جدش ساکن است او را صدا مى زند و به او مى گوید :پسر جان در سرت نور است، تو به درد بازى نمى خورى .و او این جمله را به خاطر مى سپارد. این پیرمرد کسى جز شیخ مرتضى طالقانى نیست. او بسیار اهل تفکر و عبادت است و اولین شخصى است که از سید عبدالکریم دستگیرى مى کند. حجره سید عبدالکریم در کنار حجره اوست و او بیشتر از ده سال، تا سن 21 سالگى از محضر شیخ بهره مى برد، درس اخلاق او را مى نویسد و بیشترین استفاده را در اخلاق و اذکار از او مى برد.

.

عنایت آیت الله قاضى به ایشان

آیت الله قاضى 79 ساله با این که تنها افرادى را به شاگردى مى پذیرد که مجتهد باشند، سید عبدالکریم کشمیرى را مى پذیرد و به او مى گوید :در سرت نور استو رفتارش با او مانند رفتار یک پدر مهربان است و او را دوست دارد. وقتى صحبت از خرما مى شود و سید عبدالکریم مى گوید من خرماى درى را دوست دارم، بعد از ساعتى که از جدایى آنها از یکدیگر مى گذرد، سید عبدالکریم مى بیند که در خانه را مى زنند. در را که باز مى کند مى بیند که آقاى قاضى براى او خرماى درى خریده و آورده است.

.

عنایت امیرالمؤمنین على (ع) به ایشان

پدر سید عبدالکریم، سید محمد على کشمیرى، داماد آیت الله سید محمد کاظم یزدى، خود زاهد و عابد است و به مستحبات و واجبات بسیار پاى بند بود، اما زهد زیاد او و نیز نسبت تصوف به آیت الله قاضى باعث مى شود تا از رفتن عبدالکریم به نزد آقاى قاضى به هر بهانه ممانعت به عمل بیاورد. گاهى به او مى گوید :مى ترسم دیوانه شوى.گاهى از کفش دار حرم حضرت امیر (ع) مى پرسد: آیا عبدالکریم به حرم آمده است؟ و اگر کفش دار بگوید او را ندیدم، آن روز با سید عبدالکریم حرف نمى زند. و زمانى که او مى خواهد از نجف به کربلا و کاظمین براى زیارت برود تا دم ماشین مى رود و او را سفارش مى کند که اگر بغداد بروى تو را عاق مى کنم و حتى در ماشین هم شخصى را مامور مى کند که مواظب او باشد چرا که بغداد را شهرى غیر مذهبى مى داند .و سرانجام سید عبدالکریم که از حساسیت هاى پدر به تنگ آمده به حرم امیرالمؤمنین على (ع) مى رود و از این که کار حرامى انجام نمى دهد به حضرت امیر پناه مى برد و از او کمک مى خواهد و چون بر آن آستان روى مى نهد و در راه آن خاندان به صدق قدم بر مى دارد، فراز مسند خورشید جایگاهش و همت شاه نجف بدرقه راهش ‍ مى گردد. پدر عبدالکریم در خواب حضرت امیر(ع) را مى بیند که به او مى فرماید :من از شکم تا سر عبدالکریمم. و پدر از آن به بعد دیگر خیلى به او کارى ندارد. و این چنین او از محضر سیدالعرفـا آیت الله قاضى بهره ها مى برد.

 استخاره های آیت الله کشمیرى

         یکى از مراجعات آیت الله کشمیرى در نجف و بعد از آن در ایران براى استخاره بود و ایشان انواع استخارات را وارد بودند با تسبیح، با قرآن و الهامى، و از تسبیح و قرآن را هم که اقسام گوناگون دارد مى دانستند. روزى سوال شد استخاره هاى شما صدرصد است؟ فرمود: وقتى حال استخاره باشد صد درصد است. همان طور که شاعر هر وقت بخواهد مى تواند شعر بگوید و وقتى ذوق گفتن شعرش بیاید شروع به شعر گفتن مى کند. مى فرمودند:

استخاره با تسبیح یادگارى از مرحوم شیخ مرتضى طالقانى است و اصل استخاره با قرآن از دستورالعمل شیخ على اکبر اراکى بود که از او  دستورالعملی برای استخاره خواستم، ایشان یک اربعین روزه به اضافه سوره نور را با عدد و شرایط مخصوصی فرمودند، من هم انجام دادم تا این که سه خواب دیدیم :

اول: در عالم رویا دیدم امیرالمؤمنین (ع) در ایوان طلا، ایستاده و نوح پیامبر با عمامه بزرگ در عقب سر ایشان ایستاده است. امام (ع) به من تسبیح دادند.

دوم: اینکه آقا سید ابوالحسن اصفهانی در صحن امیرالمؤمنین علیه السلام بودند و به من تسبیح دادند.

سوم: در خواب دیدم در کفم چیزى مانند ماه است و کم کم نور آن زیاد مى شود. بعد از آن فهم استخاره داده شد و مراجعاتم زیاد شد. تا جایى که روزى چند استخاره گرفتم و به زحمت افتادم. پس خدمت آقاى حداد این مشکل را عرض کردم و ایشان مطلبى دقیق فرمودند.

یک نوع استخاره ایشان به این نحو بود که با تسبیح استخاره مى گرفتند و با آیه قرآن کریم جواب مى دادند. عرض شد حافظ کل قرآن هستید؟ فرمود: نه، عرض شد با آیات چطور جواب مى دهید؟ فرمود: به دلم الهام مى شود. گاهى دست روى جلد قرآن مى گذاشتند و جواب استخاره را مى دادند از ایشان سوال شد چطور مى شود که شما دست روى جلد قرآن مى گذارید و جواب استخاره را مى دهید؟ فرمود: وقتى حالش ‍ آمد همه چیز در جواب به ذهن و قلب مى آید: استخاره دیگرى که با قرآن، آن هم براى عده اى خاص مى گرفتند این بود که بعد از باز کردن قرآن، شش ورق را مى شمردند، آیه اول صفحه اول، یا آیه سوم صفحه سوم و آیه ششم صفحه ششم را نگاه مى کردند بعد طبق برداشت خاص، گاهى آینده و ثمرات آن کار و یا آفات آن را بیان مى کردند و گاهى گذشته شخص را مى گفتند و این بستگى به حال استخاره اى ایشان داشت. البته این قاعده همیشگى نبود، چه بسا قبل آیه و بعد آیه و گاهى چند آیه اطراف را هم مى دیدند و مطالبى را بیان مى داشتند.

مى فرمودند :هر گاه انسان سه مرتبه صلوات بفرستد و صد مرتبه استخیر الله برحمته خیره فى عافیه بگوید، بعد یک قبضه تسبیح را بگیرد، دانه وسط یکى بیاید بسیار خوب، دو تا، میانه مایل به بدى، سه تا، زحمت دارد و عاقـبتش خوب، و چهار تا بسیار بد است این استخاره رد ندارد و (براى اهلش) به دل الهام مى شود.

در چند سال آخر عمر که کسالت جسمانى داشتند، کم حرف مى زدند و بیشتر تفکر مى کردند و گاهى بعد از تفکر یک لا اله الا الله مى گفتند. ایشان زمانى که در نجف بودند، صبح ها قریب دو ساعت به ظهر مانده در یکى از ایوانهاى صحن امیرالمؤمنین (ع) مى نشستند و افراد مختلف در این موقع براى گرفتن استخاره به ایشان مراجعه مى کردند.

منبع:سایت تهذیب





طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:شگفتی هایی از آیت اله سید عبدالکریم کشمیری ره،

[ چهارشنبه 1 بهمن 1393 ] [ 03:21 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


السلام علیک یا رسول الله ...

وقتی خواستی کاری انجام دهی تامل کن تاخدا راه آنرا به تو نشان دهد.


رسول اکرم (ص)





طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:السلام علیک یا رسول الله ...،

[ یکشنبه 28 دی 1393 ] [ 09:28 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


نماز کامل بخوانید. محک ، نماز است.

مگر معراج نمی خواهید؟ مگر نمی خواهید بالا بروید؟

پس نماز کامل بخوانید. محک ، نماز است.

نماز به منزله کعبه و تکبیره الاحرام یعنی پشت سر انداختن همه چیز

غیر از خدا و داخل شدن در حرم الهی است.

و قیام به منزله صحبت دو دوست و رکوع ، خم شدن در مقابل مولای 

خویش و سجده نهایت خضوع و خاک شدن در مقابل اوست.

وقتی بنده در آخر نماز از پیشگاه خدا باز می گردد سوغات سلامی از

ناحیه ی او می آورد.


کپی مطالب با ذکر صلوات آزاد است






طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:نماز کامل بخوانید. محک، نماز است.،

[ یکشنبه 28 دی 1393 ] [ 09:25 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


رستگاری و سعادت با نماز قرین گشته است
آیت الله بهجت رحمة الله علیه:

هرکس عادت به تأخیر نمازها کرده است:

خود را برای تاخیر در همه ی امور زندگی آماده کند:

تأخیر در ازدواج، تأخیر در اشتغال، تأخیر در تولد اولاد، تأخیر در سلامتی و عافیت!

هر قدر که امور نمازت منظم باشد

امور زندگیت هم تنظیم خواهد شد!

مگر نمیدانی که رستگاری و سعادت با نماز قرین گشته است؟!

"حی علی الصلاة حی علی الفلاح"






طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:رستگاری و سعادت با نماز قرین گشته است،

[ یکشنبه 28 دی 1393 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


حجاب




قضیه اینه که : مادر به چادر اعتقادی نداره و الکی یا از روی اجبار چادر می پوشه چون اگه چادرش و دوست داشت به دخترش هم حجاب فاطمی رو یاد می داد




طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:حجاب،

[ یکشنبه 28 دی 1393 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


به امید آگاهی هرچه بهتر تمامی مسلمانان جهان
در آخر الزمان دجال با نواختن صدا و نمایش حرکت های
 موزون همه را مدهوش خود می کند و عده کسیری را به دنبال خود می کشاند.














طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:به امید آگاهی هرچه بهتر تمامی مسلمانان جهان،

[ دوشنبه 8 دی 1393 ] [ 08:32 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


بوسه آیت الله بهجت بر زمین در ورودی حرم امام رضا (ع)


بوسه آیت الله بهجت بر زمین در ورودی حرم امام رضا (ع)






طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:بوسه آیت الله بهجت بر زمین در ورودی حرم امام رضا (ع)،

[ دوشنبه 1 دی 1393 ] [ 07:14 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


با خدایش عهدی بسته بود:
با خدایش عهدی بسته بود:

صبح زود همین که از خانه بیرون رفت گفت: مسابقه می دهیم از الان تا

شب، همان لحظه چشمش به دختری که سر کوچه می آمد افتاد....

نگاهش را کج کرد و به شیطان گفت: فعلا یک هیچ به نفع من.....

*******************************************************

می گفت: بیست سال چشمم را کنترل کردم. دیگر خودش عادت کرده

بود، هر وقت نامحرمی می آمد خود به خود بسته میشد....

آسوده شده بودم....خدا چقدر بر من منت گذاشته است....

****************************************************

سرکلاس جواب معلمش را نمی داد.

می گفت: تا حجاب نداشته باشی ما باهم صحبتی نداریم...


(شهید محمد جهان آر)

شادی روح همه ی شهدا صلوات




طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:با خدایش عهدی بسته بود:،

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 06:43 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


عالم در محضر خداست

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 06:40 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


ایجاد مانع توسط خدا...!

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 06:28 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


حســـن غریــب تر از حســـینــه ...

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 06:26 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


خوب گوش کن .....




طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:خوب گوش کن .....،

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 06:25 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


«نماد های الحادی -چشم زخم»

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 06:21 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


خواهران گرامی مواظب باشید


این عکس یک دوربین مخفیه که به شکل چوب لباسیه و در اتاق برو لباس فروشیها نصب میشه




طبقه بندی: عکس و مطالب مذهبی،
برچسب ها:خواهران گرامی مواظب باشید،

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 06:19 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


ایوان حسن(علیه السلام)

[ جمعه 28 آذر 1393 ] [ 06:16 ب.ظ ] [ مرتضی ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 44 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]